خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

514

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

كه مىپنداريم مترادف‌اند در حالى كه اين‌گونه نيستند از اين قبيل به شمار آوريم . 5 - اگر لفظى را به جهت معنايى اختراع نموده و بر امرى كه مىپندارند داخل در آن معنى است ، آن لفظ را اطلاق كنند ، طرف مقابل ( يعنى منازع ) مىتواند آن را منع نموده و بگويد در استعمال الفاظ ، بايد از جمهور متابعت نمود . اما در ادخال جزئيات در كليات ، متابعت از جمهور واجب نيست بلكه بايد از حق متابعت نمود . مثلا اگر عوام آن‌چه را كه مفيد صحت است ، « مصح » مىنامند ، از ايشان متابعت مىكنيم ، اما اگر لفظ « مصح » را بر تناول مسهل در امراض حاده پيش از نضج اطلاق كنند ، از آن منع كرده و مىگوييم : ادخال اين معنى ، در « مفيد صحت » ربطى به وضع و قرارداد مردم ندارد . اين موضع در اثبات و ابطال ، نافع بوده و جدلى است . زيرا برهانى خود را در تنگى الفاظ قرار نمىدهد و اعتمادش بر معانى الفاظ است . 6 - اگر اثبات حكم عام در چند چيز ، مطلوب باشد ، ولى فقط يكى از آن‌ها را بتوان بيان نمود ، و اسمى به صورت اشتراك يا تشكيك بر آن چيزها واقع شود و برحسب شهرت آن اسم را متواطى محسوب كنند ، برحسب جدل ، با همان بيان مىتوان همهء آن معانى را اثبات نمود . اما اين در حقيقت مغالطه بوده و اگر منازع جدلى بر اشتراك واقف شود يا حكم را نقض نموده يا آن را منع مىكند ، مگر در صورتى كه آن را مسلّم بدارد و بپذيرد كه حكم آن چيزها همان حكم يكى از آن جمله است . و اما در ابطال ، اگر حكم به صورت عام باشد ، بيان مخالفت يكى از آن‌همه كافى است . اين موضع ، در حقيقت حيله‌اى براى اثبات حكم در امرى است كه راهى بر اثباتش نيست . زيرا اين‌كه حكم مطلوب با چيزهايى ديگر در تحت يك اسم مشترك قرار گيرند ، در حقيقت نه سود دارد و نه زيان ، مگر آن‌كه به جهت اظهار قدرت بگويد : اين حكم نه فقط بر مطلوب ، حق است ، بلكه علاوه‌بر اين بر هرچه با مطلوب ، در تحت اسم قرار دارد نيز حق مىباشد . بايد دانست كه استعمال اسم مشترك به جاى متواطى اگر به‌گونه‌اى باشد كه منازع از آن آگاه شود ، استهزا و تمسخر را به همراه خواهد داشت . 7 - بايد ديد ملزومات و لوازم مطلوب چيست . زيرا اثبات ملزوم ، مفيد اثبات بوده و نفى لازم مفيد ابطال است . اين موضع ، علمى است .